ارسال شده در خرداد ۲۸م, ۱۳۸۹ at ۲:۰۹ ب.ظ
چند وقت پیش داشتم وبلاگ یکی از دوستان رو میخوندم که درباره سفر تهرونش نوشته بود، یاد سفرهای خودم به تهرون
افتادم. اولین بار سه یا چهار ماه اونجا زندگی کردم بچه بودم تا اون موقع ساختمون به این بلندی ندیده بودم این همه
سردی و بی خیال از کنارت رد شدن رو احساس نکرده بودم تا اون موقع سوار اتوبوس خط واحد نشده بودم تا حالا
خونه قدیمی و کوچه های که طاق و زیر گذر داشته باشه ندیده بودم کلا این نوع آجر و معماری رو ندیده بودم
زیر زمینهای تاریک که گارگاه جعبه ساری و تولید کفش و از این گاری ها که اونجا هی خالی و پر رد میشدند خیلی
میترسیدم. یه خونه بزرگ و دو طبقه که تو حیاطش یه درخت توت بزرگ داشت و چند تا خانواده داخل این خونه
زندگی میکردن و خیلی سرد بودن.
یه بار دیگش با دو نفر رفتم که زندگی مشترک تو چیشام سیاه کردن و همش دعوا بود جالب هم این بود که خودشون
لذت میبردن و بار بعدی هنوز تلخ تر از قبلیها بود اون پاییز سرد و قدم زدن زیر برگریزان و پا گذاشتن روی برگهای
زرد و اون هتل نخش اون بازار بزرگ غمگین اون تماسهای تلفنی لعنتی و بدتر از همه اون بوسه های تلخ و
تاریک. هیچ وقت از تهرون خوشم نیومد هر وقت هم میخوام برم سفر سعی میکنم داخلش رد نشم فقط اگه مجبور بشم.
لینک | ۲۸/۰۳/۱۳۸۹,
منم از تهران خوشم نمیاد
ولی خرید توی یافت آباد و بازار بزرگ رو دوست دارم :دی
[پاسخ]
hamed پاسخ در تاريخ خرداد ۲۸م, ۱۳۸۹ ۱۱:۳۹ ب.ظ:
تو حق نداری جز فروشگاههای من ار جای دیگه خرید کنی
[پاسخ]
نظر توسط طاهره خانم |
لینک | ۲۹/۰۳/۱۳۸۹,
چه ؟ بوسه های تلخ ؟ استغفرلاه
[پاسخ]
نظر توسط هادی |
لینک | ۲۹/۰۳/۱۳۸۹,
مو نماچیدوم خو
[پاسخ]
نظر توسط hamed |
لینک | ۲۹/۰۳/۱۳۸۹,
تهران شهر بی در و دروازه شهری پر از چیزهای ناهنجار
خوشبحال خودمون که بوشهریم
[پاسخ]
hamed پاسخ در تاريخ خرداد ۲۹م, ۱۳۸۹ ۱۱:۳۲ ب.ظ:
ها بخدا
[پاسخ]
نظر توسط سمیه |
لینک | ۳۰/۰۳/۱۳۸۹,
سلام .
برای بعضی ها این اتفاقات می افته ولی نباید بخاطر خاطرات بدی که از یک چیزی داریم اون چیز رو خراب کنیم . ولی بوس ها رو خوب اومدی
[پاسخ]
hamed پاسخ در تاريخ خرداد ۳۰م, ۱۳۸۹ ۱:۳۷ ب.ظ:
بله
ولی من چیزی رو خراب نکردم
[پاسخ]
نظر توسط رضا ( عبدونامه ) |
لینک | ۰۱/۰۴/۱۳۸۹,
منم از تهران خوشم نمیاد
[پاسخ]
hamed پاسخ در تاريخ تیر ۳م, ۱۳۸۹ ۲:۳۵ ب.ظ:
بس که نخش هسن
[پاسخ]
نظر توسط فروغ |
لینک | ۰۳/۰۴/۱۳۸۹,
man tehran ro dost daram
badesham bia shafaf sazi kon chera shireto halal nemikoni
[پاسخ]
hamed پاسخ در تاريخ تیر ۴م, ۱۳۸۹ ۲:۱۲ ب.ظ:
ها سی خنده
[پاسخ]
نظر توسط roya |
لینک | ۰۴/۰۴/۱۳۸۹,
سلام
روزت مبارک ای مرد
[پاسخ]
نظر توسط آفرین جفره ای |
لینک | ۰۸/۰۴/۱۳۸۹,
بد تر از همه اون بوسه های تلخ ۱۰-
[پاسخ]
hamed پاسخ در تاريخ تیر ۱۰م, ۱۳۸۹ ۷:۲۹ ق.ظ:
آره واقعا
[پاسخ]
نظر توسط هوای تازه |
لینک | ۰۸/۰۴/۱۳۸۹,
هوای تازه بروز شد خوشحال میشم که یه سری هم به ما بزنی
موفق باشی
[پاسخ]
hamed پاسخ در تاريخ تیر ۱۰م, ۱۳۸۹ ۷:۳۱ ق.ظ:
می تو نبیدی که قهر کرده بودی و تعطیل کردی رفتی
[پاسخ]
هوای تازه پاسخ در تاريخ تیر ۱۲م, ۱۳۸۹ ۱۰:۵۶ ق.ظ:
حالا ناراحتی برگشتم
[پاسخ]
hamed پاسخ در تاريخ تیر ۱۵م, ۱۳۸۹ ۲:۱۵ ب.ظ:
نه تازه دلم هم تنگت شده بود
[پاسخ]
نظر توسط هوای تازه |
لینک | ۰۹/۰۴/۱۳۸۹,
آدمای سرد و بی روح همه جا پیدا می شن …
تهران از بس شلوغ و بزرگه این سردی و بی تفاوتی بیشتر توش حس می شه …
ولی خب از خیلی ویژگیا هم بهترن . امکانات و اینا و نمی گما ، منظورم آدماشه …
اما خداییش هیچ جا به اندازه بوشهر و مردمش دوس داشتنی نیس …
[پاسخ]
hamed پاسخ در تاريخ تیر ۱۰م, ۱۳۸۹ ۷:۳۲ ق.ظ:
ولی اونا خیلی نخش هسن
[پاسخ]
نظر توسط ســمـﺁنـﻩ ( یــــﻩ دونـﻩ ) |
لینک | ۰۹/۰۴/۱۳۸۹,
من ۳ بار رفتم تهران
هر ۳ بار هم کارام جوری بوده که توجهی به اینکه کجام نداشتم بخاطر همین هنوز بدم نیومده فعلا خاطره هام عادیه خوب به نظر میاد
بر عکس تو
[پاسخ]
hamed پاسخ در تاريخ تیر ۱۰م, ۱۳۸۹ ۷:۳۲ ق.ظ:
به به خانم خانما
از این طرفا
[پاسخ]
نظر توسط مینا(روز بارونی) |
لینک | ۱۱/۰۴/۱۳۸۹,
دید من نسبت به تهران با شما دوست عزیز خیلی فرق می کنه . من بهترین خاطراتم رو از تهران دارم . در بند ، تجریش ، اشون فشم ، توچال ، مجتمع پایتخت ، برف ، کوچه ها و خیابونوای پر درخت و اتفاقاً مردمان شاد و باحال … نمیدونم چرا تهران رو اینقد سرد و بی روح نشون دادی !
البته اینکه از تهران خوشم میاد شاید یه جورایی هم به این ربط داشته باشه که حاج خانممون تهرانی هستن !
[پاسخ]
hamed پاسخ در تاريخ تیر ۱۳م, ۱۳۸۹ ۸:۱۸ ب.ظ:
حاجی منم جای تو بودم خوشم میومد
[پاسخ]
نظر توسط عماد |
لینک | ۱۲/۰۴/۱۳۸۹,
خانه وبلاگ نویسان استان بوشهر برگزار میکند
جشن مبعث پیامبر نور و رحمت
به همین منظور وبلاگ نویسانی که تمایل دارند این خانه را در برگزاری جشن یاری نمایند , جهت کسب اطلاعات بیشتر به آدرس زیر مراجعه نمایید.
http://bushehrblog.ir
[پاسخ]
نظر توسط روابط عمومی خانه وبلاگ نویسان بوشهر |
لینک | ۱۵/۰۵/۱۳۸۹,
برعکس تو مو خیلی رفتم تهرون و عاشق تهرون هسم. آخرین بار هم همی چند روز پیش بین که سی عروسی رفته بیدم و بعدش سی خوم موندم خیلی حال داد جات خالی تو نیاوران سی خوم بیدم و ۲۰۶ زیر پام و هر شو در .
در کل خیلی حال داد جات خالی.
[پاسخ]
نظر توسط rasagh |