ارسال شده در خرداد ۱۳م, ۱۳۸۹ at ۱۲:۰۳ ق.ظ
هواش هوای امتحانه، بو سیب ترش میده . از امتحان که بر میگشتم کتاب رو هوا بود یا زیر پا و داشت شوت میشد دم در مدرسه نمیفهمیدیم یخ در بهشت بخریم یا سیب ترش بعد امتحان کسی دیگه تا روز بعدش درس نمیخوند و تو کیچه ها ول وقتی میومدم خونه بوام میپرسید امتحان چطور بود منم همیشه میگفتم خوب بید….
هر چی که خوردم از ضعیفها خوردم نه از قویها
مثه کوه استوار ایستاده ام و تا آخرش میرم تا جایی که میشه
تجارت خیلی بی رحمه
لینک | ۱۳/۰۳/۱۳۸۹,
خدا نکنه رفیقم بخواد از ضعیف بخوره .
ولی مو از گوجه سبز بیشتر خوشم میومد .
یادت میاد یخدر بهشتایی که فقط رنگ بید و وقتی میخوردیشون زبونمون میشد سسسسسسسسسسرخخخخخخخ
[پاسخ]
hamed پاسخ در تاريخ خرداد ۱۴م, ۱۳۸۹ ۱۲:۳۹ ب.ظ:
ها
آلسکای ۱۰ تمنیا هم خش بید
[پاسخ]
سمیه پاسخ در تاريخ خرداد ۱۵م, ۱۳۸۹ ۸:۵۸ ق.ظ:
منم گوجه سبز و بیشترررررررررررررر دوس دارم
خیلی میخوردما
میسی بهم سر زدی
[پاسخ]
hamed پاسخ در تاريخ خرداد ۱۵م, ۱۳۸۹ ۱۱:۵۹ ب.ظ:
خواهش میکنم
میشه ۲ هزار تومان
[پاسخ]
نظر توسط هادی |
لینک | ۱۳/۰۳/۱۳۸۹,
ای روزای خشی بی روزای امتحان دادن مخصوصا روزایی که چهارشنبه امتحان داشتی و تا جمعه بیکار بیدی
نظر هادی جان رو هم تائید میکنم
[پاسخ]
hamed پاسخ در تاريخ خرداد ۱۴م, ۱۳۸۹ ۱۲:۴۱ ب.ظ:
کجا خش بید
ای نخش بید
بچه های کیچه مو درس خون نبیدن هم تو کیچه قلعه بازی میکردن ولی مو تو خونه باید درس بخوندم
[پاسخ]
نظر توسط هوای تازه |
لینک | ۱۳/۰۳/۱۳۸۹,
سلام خوبی؟
۳ تا پاکت سیگار بیدا البته فقط یکیش کشیدم!!!!!!! خیلی تلخ بیدااا
[پاسخ]
hamed پاسخ در تاريخ خرداد ۱۴م, ۱۳۸۹ ۱۲:۴۲ ب.ظ:
خوش به حالت
فکر کنم اون آخری خوت کشیدیا
[پاسخ]
نظر توسط rasagh |
لینک | ۱۳/۰۳/۱۳۸۹,
تا بچه ای باید بچگی کنی.بهترین دوران زندگی و کودکی همین خاطراتیه که مونده.
[پاسخ]
hamed پاسخ در تاريخ خرداد ۱۴م, ۱۳۸۹ ۱۲:۴۳ ب.ظ:
البته مو هنوز بچه هسوم
[پاسخ]
نظر توسط فروغ |
لینک | ۱۵/۰۳/۱۳۸۹,
سلام.مرسی که به وبم سر زدی.
من همیشه سیب ترش رو ترجیح میدادم
[پاسخ]
hamed پاسخ در تاريخ خرداد ۱۶م, ۱۳۸۹ ۱۲:۰۰ ق.ظ:
خواهش میکنم
از لطف شما هم سپاس گذارم
[پاسخ]
نظر توسط saye |
لینک | ۱۵/۰۳/۱۳۸۹,
اون شوت کردن کتابا یادش بخیر ، آی یادش بخیر دق دلیمون رو سر این موجود بی زبون در می اوردیم
[پاسخ]
hamed پاسخ در تاريخ خرداد ۱۶م, ۱۳۸۹ ۱۲:۰۳ ق.ظ:
نه عامو هیچ هم بی زبون نبید داغونمون کرده بیدا
[پاسخ]
نظر توسط حسن |
لینک | ۱۵/۰۳/۱۳۸۹,
سلام. اولین باره می بینم این وبلاگت رو. فکر می کردم دیگه نمی نویسی. تقریباً اکثر پست هات رو خوندم. دچار نوستالژی شده ای مرد! اکثراً کودکانه بودند. حال و هوای بچگی…شاد باشی.
[پاسخ]
hamed پاسخ در تاريخ خرداد ۱۶م, ۱۳۸۹ ۱۲:۰۵ ق.ظ:
من همیشه سر میزدم ولی نمیتونستم نظر بدم
[پاسخ]
نظر توسط مژده غضنفری |
لینک | ۱۵/۰۳/۱۳۸۹,
تجارت خیلی بی رحمه مفهومش ای نی که میخوای پیلا بالا بکشی خو؟
[پاسخ]
hamed پاسخ در تاريخ خرداد ۱۶م, ۱۳۸۹ ۱۲:۰۵ ق.ظ:
پول!؟
کدوم پول ؟
[پاسخ]
نظر توسط مهدی
لینک | ۱۹/۰۳/۱۳۸۹,
من همیشه بعد از امتحانم کنار اسم درسها توی برنامه انتحانیم رمزی مینوشتم خراب :دی
هیچوقتم کتابم رو شوت نمیکردم چون میترسیدم لازم شه
[پاسخ]
hamed پاسخ در تاريخ خرداد ۱۹م, ۱۳۸۹ ۲:۳۰ ب.ظ:
مو فقط کتاب ریاضی کنار میذاشتم
[پاسخ]
نظر توسط طاهره خانم |
لینک | ۱۹/۰۳/۱۳۸۹,
فکر کنم سنت خیلی بالا باشه اخه زمان ما الاسکا ده تومنی نبود
[پاسخ]
hamed پاسخ در تاريخ خرداد ۱۹م, ۱۳۸۹ ۱۰:۴۸ ب.ظ:
می میخی بسونیم چه ؟
حالا ۱۵ تمنی
[پاسخ]
نظر توسط رویا |
لینک | ۲۱/۰۳/۱۳۸۹,
بروزم
[پاسخ]
hamed پاسخ در تاريخ خرداد ۲۱م, ۱۳۸۹ ۷:۵۹ ب.ظ:
چرا کامنتت رو بستی ؟
[پاسخ]
نظر توسط سمیه |
لینک | ۲۲/۰۳/۱۳۸۹,
سلام هم استانی عزیز
فرشته ها انقدر که ما فکر می کنیم
دور نیستند
پنجره را باز کن پسرک نمکی را صدا بزن
صورت کثیفش را (برای خدا ببوس)
آنگاه فرشته به تو لبخند خواهد زد
به وبلاگ ما سر بزن
ممنون
یا علی
[پاسخ]
hamed پاسخ در تاريخ خرداد ۲۲م, ۱۳۸۹ ۱۰:۱۴ ب.ظ:
دیگه نون خشکی نیسی خو هم استانی
[پاسخ]
نظر توسط fereshte |